صفحه اصلی | ورود | عضويت

غزل شماره 417
عیشم مدام است از لعل دلخواه کارم به کام است الحمدلله
ای بخت سرکش تنگش به بر کش گه جام زر کش گه لعل دلخواه
ما را به رندی افسانه کردند پیران جاهل شیخان گمراه
از دست زاهد کردیم توبه و از فعل عابد استغفرالله
جانا چه گویم شرح فراقت چشمی و صد نم جانی و صد آه
کافر مبیناد این غم که دیده‌ست از قامتت سرو از عارضت ماه
شوق لبت برد از یاد حافظ درس شبانه ورد سحرگاه
اين غزل را با صداي حسام الدين سراج بشنويد
تفسیر و معنای برخی لغات
عیشم مدام است از لعل دلخواه    کارم به کام است الحمدلله

ای بخت سرکش تنگش به بر کش    گه جام زر کش گه لعل دلخواه

ما را به رندی افسانه کردند    پیران جاهل شیخان گمراه

از دست زاهد کردیم توبه    و از فعل عابد استغفرالله

جانا چه گویم شرح فراقت    چشمی و صد نم جانی و صد آه

کافر مبیناد این غم که دیده‌ست    از قامتت سرو از عارضت ماه

شوق لبت برد از یاد حافظ    درس شبانه ورد سحرگاه